Imagine N a k e d
در ایران که بودم، گاهی وقتها که لازم می شد در مقابل جمع قابل توجهی صحبت کنم، بعضی از دوستان برای رفع دلهره و نگرانی ام توصیه می کردند که: "تصور کن داری برای یک عده گوسفند حرف می زنی (بلا نسبت)"!

اما این بار یکی از دوستان این ور آبی توصیه جالبی کرد: "تصور کن داری برای یک عده آدم لُــخــت حرف می زنی"!
"Imagine the audience n a k e d."
من اون موقع متوجه منظورش نشدم. بعد از پرزنتم متوجه شدم که با این تکنیک میشه با یک تیر دو نشان زد: یکی بر دلهره غالب شد، دیگری این که ارتباط چشمی خوبی با شنوندگان برقرار کرد.
ارتباط چشمی با تک تک شنوندگان تاثیر بزرگی بر جلب توجه آنها و موفقیت شما در پرزنت داره. خب اگر فکر کنین شنوندگانتان لـــخـــت هستن، حریصانه نگاهشان می کنین و بنابراین ارتباط چشمی لازم برقرار میشه! D:
(لطفا برای من تریپ نجیبانه نیایین که خودتونو تافته جدا بافته و عاری از اینگونه فکرها بدونین!)

این صفحه دیجیتال (حلقه پیاز) ملک طلق چهار فروند! انسانی ست که قرار است! از تمام آنچه به ذهنشان می رسد و به کتابداری و کتابداران ربط پیدا می کند خوانندگان خود را باخبر کنند. قبلا با اگاهی شیفتگان می رساند که احتمال پذیرش رای و نظر انها کم است! یعنی ما زیاد دموکرات نیستیم! نقد و نقدپذیری و این حرفها هم زیاد برایمان جذابیت ندارد (البته فعلا) ولی بر اساس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ در اوربیتال اتم و با توجه یه این که یکی بر سر شاخ بن می برید و با عنایت به این که هر حرفی اینجا زده شود قطعا در رده های بالایی حلقه !!! تایید و تصویب شده است به اطلاع می رساند : اینجا احتمالا فقط برای کسانی می تواند کمی جذاب باشد که به قول ولتر !: "شهامت داشته باشند با روده های خود دار زده شوند!"