بلاگفا ديگر خز و خيل شده. سه است اگر بگويم روي بلاگفا مي نويسم.
نمونه اش همين الان . مي خواستم quota بدهم. يادم نبود در بلاگفا مي نويسم. اينجا اين خبرها نيست. بگذريم. با كمال احترام به ساير كتابدارنما هاي محترم (خدا بگم اين فردوسي پور رو چيكار نكنه)* حداقل در يكي دو سال اخير عادت داشتم وقتي مي نويسم جامعه مخاطبانم را نه بزرگ كه حداقل بز ببينم. كمي برايم سخت است بدانم جايي مي نويسم كه هفت هشت ده بيست نفريم كه مي نويسيم و مي خوانيم و كامنت مي دهيم و اسممان را عوض مي كنيم باز هم كامنت مي دهيم و حال مي كنيم و ...
بدون تعارف بگويم هر چقدر تلاش كردم كه مديران سايت ! را راضي كنم كه به يك سرويس با كلاس مهاجرت كنند، ميخ آهنين در سنگ نرفت كه نرفت كه هيچ با سنگ توي سر ميخ كوبيده شد. در نتيجتاً ! اينجانب پس من كتابدار ؟! به عنوان ميخ آهنين به جاي سنگ به بلاگفا آمدم تا در ركاب دوستان پيش كسوت بنويسم از آنچه كه بايد بنويسم. البته دوره هاي كارآموزي فراواني در نزد اساتيد فن حلقه اي براي اينجانب در نظر گرفته شده بود كه همگي با موفقيت گذرانده شد و من با معدل الف از اين دوره ها سرفراز خارج شدم تا به حلقه پياز وارد شوم.
نتيجه گيري اخلاقي: من اومدم !
* منظور نويسندگان قبلي حلقه
پي نوشت: در مقياس عددي ادبيات حلقه اي بز درصدي از بزرگ است نه اينكه زبانم لال ...
پی نوشت مجدد: در همین زمینه مراسم نظرسنجی در سمت چپ وبلاگ برقرار می باشد. از علاقمندان دعوت می شود در این مراسم حضور به هم رسانند.
نا مه ی یکی از رجال طراز اول به ناصرالدین شاه
قربان خاک پای جواهر اسای مبارکت شوم
چون چاپاری به اردوی همایون روانه بود بر خود واجب دانسته به عرض عریضه!!(دقت کنید لطفا) جسارت ورزیده!!!!! وجود نابود!!!!!!!!!!(خداییش تا حالا اینو نشنیده بودم ..وجود نابود!!)خود را یاد اور خاطر مبارک سازد که از جمله محو شدگان نباشد.خبری که قابل به عرض خاک پای مبارک باشد نیست...خداوند جان ناقاقبل این غلام را به تصدق خاک پای مبارک نماید .
الامر اقدس الاعلی مطاع مطاع مطاع مطاع.
پ.ن1: خداییش نگاه کنید که جهل و فلج مغزی و البته امورات دستمال و پاچه چه میکند با ادمیزاد ی که مثلا اشرف مخلوقات است!
پ.ن 2: ژنریک این ادمها درهر عصر و دوره ای دیده میشه یه کم بسته بندیش فرق میکنه..نه؟
پ.ن3: ما که بسیار ملذذ! گردیده و از فرط شعف پوست ترکانده وجود نابود خود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! را از بابت شاد افزایی خوانندگان گرام دریغ نکرده و نمیکنیم.
پ.ن4.درب! کامنت دانی بنا به خواسته ی موچول خان بسته گردیده و هر یکان از نظرات خوانندگان مکرم و محترم پس وارسی از زیرو رو درج گردیده تا وجود نابود بعضی ها دل و ذهن خوانندگان را مخدوش نکند.دریغ نکردن نظر و عقیده مزید امتنان خواهد بود.
قربان خوانندگان والا و بالا
امضا: حالا
قبل از شروع: داداش جنبه نداری نخون! میخونی میره تو اعصابت بعد میخوای بری تو شکم مردم! نخون داداش من...ببین دارم میگم ها..شما نخون...من خوبیتو میخوام ..من میخوام نو خوب باشی با جنبه باشی...میگم نخون...جنبه نداری نخون..حالا دوست داری بخونی..باشه بخوون ولی قبلش قرصتو بخور!..باشه؟... ای ول!
1.وزرا و روسا: شما اصولا اگر وزیریا ریسس یک سازمانی باشید و یا خدای نکرده از دوست و اشناهایتان در ان سمت ها باشند به صورت بسیار شفاف متوجه میشید که عزیزان از یک حجم بسیار عظیم "جنبه" برخوردار بوده که حتی هراز گاهی از بابت دانستن از حجم جنبه ی خود به دردسر میفتن و ازباسکول استفاده میکنن..شما برای تست میزان جنبه این عزیزان کافیه یه روز در یک جا و در یک ثانیه در گوش راست یک همکار زمزمه بفرمایید که بالای ابروی باجناق پسر خاله عمه ی پدرزن پسرخاله ی ...( بقیه را خودتان اضافه بکنید) اقای وزیر یک خطی بود به نام "ابرو" انوقت با توجه به اصل موشها و گوش ها و دیوار و این جفنگیات / شما باید همزمان علاوه بر 10 کمربندی که دارید چند ریسمان هم تهیه کنید و سفت و سخت خشتک محترم را نگه دارید تا ناغافل تبدیل به کلاه نشود !
2.معاون: معاون اصولا ادمیست که عجیب هوشمند است و خیلی راهکار بلد است وحتی گاهی راهبرد رو میکند برای ادم!که مثل پتک هیپوتالاموس ادم را منفرج!!! کرده و از ان وقت به بعد میفهمید که دو دو تا همیشه چهار تا نمیشود. و خلاصه اینکه این عزیزان از فرط جنبه یک ریز جلسه دارند یعنی اگر جلسه نداشته باشد ادم خدایی نکرده و زبانم لال فکر میکند طفلی بیکار است. ولی نیست که!.از 5 صبح تا هروقت کارشناسان جان داشته باشند جلسه هست و موضوع هم زیاد اهمیت نداردو البته این خودش نشاندهنده جنبه معاونان است. حالا شما اگر بخواهید میزان شدت و حدت جنبه را در این سطح متوجه شوید کافی ست یک بار در یک جلسه بگویید بالای چشم فلان طرح یا پروژه مقداری ابرو بود! انوقت شما علاوه بر 10 کمربند و چند ریسمان نیاز به چند دوبنده هم دارید تا جای بعضی از البسه شما با کمال احترام!!تعویض نشود!
(دوستان شاید ایراد بگیرند که چرا نتیجه تست جنبه روسا و وزرا و معاونین اینقدر شبیه است که فرمایش میکنیم: " شبیه نیست عزیز جان. شبیه نیست تصدقت. شبیه نیست... میگم شبیه نیست....دیدی جنبه نداری!)
3. مدیر کل ها: مدیر کل همانطور که از اسمش همه معلوم است "کلی" جنبه دارد ! جنبه این افراد به هیچ وجه جزیی نیست! این افراد اصولا از فرط" جنبه" ترقی میکنند.گرنه مشکل خاصی ندارند.!شما اگر توجه کنید خیلی نامحسوس متوجه میشوید که مدیر کلی که از صبح تا شب میرود جلسه و انقدر یادداشت بر میدارد که انگشتش تاول میزند و بعد هم هر چه میخواند سر درنمیاورد که حالا یعنی چه این حرف ها ولی با قدرت!!! و درایت! همانها را انجام میدهد این فقط و فقط نشان از جنبهء بی حد و حصر این عزیزان دارد.ندارد؟
4. معاونین مدیر کل: معاونین مدیر کل ها اصولا موجوداتی هستند کاری و باری اگر باشد از روی شانه مدیر کل بر میدارند که یک وقت خدایی نکرده مدیر کل از سفرهای داخلی و خارجی عقب نیفتند(یعنی بازنمانند) و این عزیزان بتوانندبا خیال راحت و ازاد از هفت دولت به درس خواندن و علم اموزی بپردازند و در اینده مهره های ثمر بخشی برای جامعه باشند! یعنی نمیشود ادم مدیر کل باشد و ثمر بخش نباشد. میشود؟ و همین نشاندهنده میزان جنبه این معاونین نازنین مدیر کل ها هست.
پ.ن1: الان خوبی؟ ارومی؟ ای ول جنبه! اصلا فکرشو نمیکردم...بابا تو دیگه اند جنبه ای.
پ.ن2: جنبه دیگر اقشار هم در صورت درخواست و نیاز تا حد توان تشریح خواهد شد.ما راستش زیاد به گفتمان جنبه توجه نکرده بودیم اما این بعدا کتابدار حواس ما را جمع کرد!واقعا جنبه خیلی خوب است ولی ما خوشحالیم که نداریم! لطفا درخواست های خود را ارسال کنید یکیمون جواب میده دیگه حالا.
پ.ن3: گفنم که ما خودمون اصلا جنبه نداریم! یه وقت فکر نکنی میزاریم تو هرچی دلت خواست بگی ها !!!پس حواستان باشد از گل نازک تر به ما گفتید نگفتید! به جان خودتان یک کامنت بر خلاف نظر ما باشد و تعریف و تمجید از ما نباشد و قربان صدقه ما نرفته باشد و به به و چهچه نکرده باشه...همه ی حلقه را چنان کن فیکون میکنیم...که حتی نتوانید جنازه بعدا کتابدار را از موسیو کتابدار تشخیص دهید....حالا ما گفتیم...بعدا نگی نگفتی!